مقدمه

يكي از اصول مهم انديشه حضرت علي (ع)، لزوم استقرار حكومت براي انتظام امور مردم و سامان يافتن نظام اجتماعي است. زيرا برقراري امنيت داخلي، توازن اجتماعي و نظم،وصول بودجه عمومي، جلوگيري از هرج و مرج و دفع فساد، جنگيدن با دشمنان ومتجاوزان، فعاليت دستگاه قضايي و اجراي احكام و مقررات قانوني، از اموري است كه‏جز با تشكيل حكومت ميسر نخواهد گشت و در سخنان امام علي (ع) به اين مهم اشاره شده است.

ايشان هنگامي كه سخن خوارج را كه مي‏گفتند: "لا حُكْمَاِلّا للَّه"، شنيد، فرمود:

"سخن خوارج سخن حقي است كه از آن اراده باطل مي‏شود ... مردم چاره‏اي ندارند جز اينكه زمامداري داشته باشند، چه نيكوكار يا بدكار. مؤمن در امارت و حكومت او (حاكم نيكوكار) به طاعت مشغول است، و كافر بهره خود را مي‏يابد، و با قدرت او، بودجه عمومي جمع‏آوري و با دشمن پيكار شود، امنيت راه‏ها تضمين گردد و حق ضعيف از قوي گرفته شود تا خوبان براحتي زندگي كنند و مردم از شرّ فاجران آسوده گردند.

مواردي كه در سخن حضرت آمده از ضروري‏ترين نيازهاي هر اجتماعي است كه بايد به وسيله نظام حكومت برآورده شود. بنابراين، نياز به حكومت، از بديهي‏ترين اموري استكه‏عقل فطري بدان حكم مي‏كند. اين امر، به گروهي از انسان‏ها يا زماني خاص بستگي ندارد،بلكه در همه زمان‏ها نياز به زمامدار و تشكيلاتي كه جامعه را اداره نمايد، وجود داشته است و دارد.

اما حكومت مورد نظر امام علي (ع) از سه شاخصه مهم "دينداري"، "عدالت" و "مردمداري" برخوردار است. تحقق عيني و عملي اين شاخصه‏ها در جامعه، به وجودزمامداران و كارگزاران صالح و شايسته بستگي دارد. اگر رهبر و پيشواي جامعه در صراط حق بود و بر معيارهاي ديني رفتار كرد، يعني مباني نظري و فعل سياسي او منطبق با اصول شريعت و احكام دين بود، و كارگزاران او در مسؤوليت‏هاي گوناگون از صلاحيت اعتقادي و عملي لازم و رفتار شايسته با مردم برخوردار بودند، و مردم نيز با نصايح و ارشادات او، به وظايف و تكاليف خود در برابر زمامداران و مديران رفتار نمودند، سلامت جامعه در يك توازن اجتماعي و هماهنگي اركان مختلف، تأمين خواهد شد.

از آنجا كه امام علي (ع) به عدالت اجتماعي در حكومت اهتمام جدي داشت، يكي از راهكارهاي عملي تحقق آن را، گزينش كارگزاران و مديران شايسته در امور مي‏دانست.

علاوه بر صلاحيت و شايستگي زمامدار و پيشواي اصلي جامعه، كارگزاران و عاملان او درمناصب گوناگون نيز بايد از شايستگي لازم برخوردار باشند. از اين‏رو، آن حضرت كه قبل از تصدي خلافت مسلمانان، نسبت به كارگزاران ناصالح در رأس امور ناخرسند بود و به ويژه خليفه عثمان را از خطرات و سوء رفتار عاملانش اندرز مي‏داد، آنگاه كه امر پيشوايي مردم را بر عهده گرفت، يكي از برنامه‏هاي اصلاحي‏اش، بركناري واليان فاسد و گماشتن نيروهاي شايسته، مطمئن و باتقوا به جاي آنها بود.

او علاوه بر اينكه در انتخاب كارگزاران از جنبه صلاحيتي و مديريتي حساسيت نشان مي‏داد، نظارت خاصي را نيز بر اعمال آنها، در زماني كه متصدي امور بودند، به كار مي‏بست. به تخلفات آنها به سرعت رسيدگي مي‏نمود و ايشان را نسبت به عملكرد نادرست بازخواست، سرزنش و توبيخ مي‏كرد. قبل از اعزام واليان به شهرها، در باره چگونگي رفتار و سلوك آنها با مردم و مشي والي‏گري، سفارش‏ها و توصيه‏هاي لازم را به ايشان مي‏نمود و در نامه‏هايي كه به عاملان خود مي‏نگاشت آيين مديريت اسلامي را براي آنها تبيين مي‏كرد.

نمونه مفصل اين دستورالعمل در نامه پنجاه و سوم نهج‏البلاغه معروف به "عهدنامه مالك اشتر" آمده كه منشوري است از شيوه حكومت‏داري اميرالمؤمنين و روح اين فرمان بر اساس "عدالت اسلامي" قرار دارد. بيش از سي نامه از هفتاد و نه نامه حضرت امير در نهج‏البلاغه به كارگزاراني نوشته شده كه از جانب او در شهرهاي مختلف به كار گماشته شده بودند، از قبيل فرمانداران، مرزداران، فرماندهان سپاه، مأموران خراج و زكات و ساير كارگزاران.

با ملاحظه متن نامه‏ها، به خوبي مي‏توان دريافت كه ايشان چگونه به امور مردم و امنيت‏ آنها اهتمام داشته و از اينكه عاملان او در حوزه اختيار خود مرتكب خطا وانحراف‏شوند نگراني داشته است. زيرا از نظر وي، "بزرگترين خيانت، خيانت به امت است

و همت آن امام بر آن بود تا مردم در حكومت او از ناحيه كارگزاران و مسؤولان امور در امنيت به سر ببرند.

امام علي (ع) در الگوي مديريتي خود، چند اصل مهم را رعايت مي‏نموده است:

1- انتخاب كارگزاران و مديران حكومت بر اساس معيارهاي صلاحيتي و ارزشي‏

2- اصل قرار دادن لياقت‏ها، شايستگي‏ها و توانايي‏ها در واگذاري مسؤوليت به كارگزاران و عدم دخالت روابط شخصي و خويشاوندگرايي (نفي دودمان‏گرايي و اشرافيت‏سالاري).

3- برخورداري از دستورالعمل جامع مديريتي (داشتن پشتوانه نظري و معرفتي مديريت و حكومت)

4- تبيين وظايف و تكاليف رهبري، كارگزاران و مردم نسبت به يكديگر

5- اهتمام به انطباق قول با عمل در رفتار خود به منظور تأثيرگذاري فرامين بر عاملان حكومت و مردم (هماهنگي مباني انديشه‏اي با فعل سياسي)

6- ارائه توصيه‏ها و رهنمودهاي لازم به كارگزاران حكومتي هنگام پذيرش مسؤوليت‏

7- نظارت و مواظبت دقيق بر رفتار و عملكرد مديران، حتي شيوه زندگي آنان‏

8- سياست تشويق و توبيخ عاملان حكومت به منظور اجراي عدالت و جلوگيري از بروز انحراف و ظلم و ستم در جامعه.

با دقت در سخنان ارزشمند ايشان مي‏توان به تبيين اين اصول، به ويژه معيارهاي انتخاب كارگزاران حكومت، دستورالعمل‏ها و توصيه‏ها در رفتار و اخلاق اجتماعي كارگزاران با مردم، سياست‏هاي نظارتي بر عملكرد و شيوه مديريت كارگزاران، پرداخت.

1. برنامه اصلاحي امام علي (ع)

جامعه زمان حضرت علي (ع) به آسيب‏هاي گوناگوني دچار گشته بود. اين آسيب‏ها هم در مباني اعتقادي و انديشه‏اي مردم و نوع نگرش آنان به دين و دنيا پديد آمده بود و هم در مباني اخلاقي و رفتاري و خصلت‏هاي روحي و رواني آنان خود را نمايانده بود.

در آن جامعه، فساد و بدعت آشكار شده بود، مردم از سنّت پيامبر اسلام (ص) و اهداف اودور افتاده بودند. تبعيض نژادي و قوم‏گرايي و عصبيت‏هاي جاهلي در حكومت اسلامي رخ نموده بود. فساد مالي رايج و بيت المال مسلمانان به سادگي به يغما مي‏رفت. واليان ناشايست در شهرهاي اسلامي به ظلم و ستم و زراندوزي رو آورده و بر امور مردم مستولي شده بودند. اين همه، و نگراني از آينده دين اسلام و سرنوشت مسلمانان، از عواملي بود كه امام علي (ع) را به فكر چاره انداخت.

از نگراني‏هاي عمده ايشان، پيدايش انحراف در حكومت اسلامي و دور شدن آن از مسير عدالت، دين‏گريزي جامعه و حاكمان و رغبت آنان به دنيازدگي و غفلت از قوانين و تعاليم اسلامي بود. او نمي‏توانست نسبت به اوضاع و احوال سياسي، اخلاقي و اعتقادي امت مسلمان بي‏تفاوت بماند. از اين‏رو، زماني كه از خلافت ظاهري بركنار بود نگران وضع اسلام

و مسلمانان بود و آنگاه كه زمام امور را به دست گرفت نيز نگران آينده آنان بود و به مردم هشدارهاي لازم را مي‏داد؛ به ويژه آنان را از تسلط بني‏اميه و انحرافات آنها و آينده نابساماني كه گريبانگيرشان خواهد شد، آگاهي مي‏داد.

آشفتگي اوضاع و تغيير اخلاق و حالات مردم و سرگرمي آنها به دنيا كه بخشي از آن به حاكميت‏هاي نادرست و عدم اجراي قوانين اسلامي در جامعه و كارگزاران ناصالح مربوط مي‏شد بارها در سخنان حضرت بازگو شده است.

آن حضرت، پس از اينكه به خلافت رسيد، با شناختي كه از انحرافات جامعه زمان خود داشت به اصلاح آن همت گماشت تا اساس حكومت و مديريت جامعه بر مباني دين استوار گردد و با استقرار حكومت ديني،عدالت اسلامي تحقق يافته و مردم در مسير زندگي شايسته انساني و در راه كمال حقيقي قرارگيرند.

او دريافت كه جامعه نيازمند اصلاحات اساسي است. مي‏بايست تبعيض‏هاي ناروا و ظالمانه از جامعه زدوده شود، اموال به تاراج رفته از بيت المال و

بخشش‏هاي نابجاي ديگرانمتوقف شده يا بازپس گردانده شود و ميان صاحبان اصلي به مساوات تقسيم گردد. واليان فاسد از مصادر امور بركنار شده و به جاي آنان، عناصر صالح، باتقوا و شايسته، زمامداري جامعه اسلامي را بر عهده گيرند. ظلم و ستم از جامعه رخت بربندد و به جاي آن عدالت و اخوت اسلامي حكمفرما شود.

امام علي (ع) برنامه اصلاحي خود را در ابعاد سياسي، اقتصادي و مالي، حقوقي و اخلاقي از همان بدو زمامداري خويش اعلام نمود و بر تحقق آنها تأكيد ورزيد. اگرچه مطمئن بود كه اين اصلاحات در جامعه‏اي كه به همين نابساماني‏ها عادت يافته، مشكلاتي را به بار خواهد آورد و يقيناً كساني كه منافعشان به خطر مي‏افتاد در برابر آن واكنش نشان داده و كارشكني نمايند. به دليل همين آينده‏نگري بود كه ابتدا از پذيرش بيعت آنان خودداري نمود و اين مسأله را در سخنان متعددي مطرح كرده است.

"مرا واگذاريد و ديگري را به دست آريد، زيرا ما به استقبال حوادث و اموري مي‏رويم كه رنگارنگ و فتنه‏آميز است و چهره‏هاي گوناگون دارد و دل‏ها بر اين بيعت ثابت و عقل‏ها بر اين پيمان استوار نمي‏ماند، چهره افق حقيقت را ابرهاي تيره فساد گرفته، و راه مستقيم حق ناشناخته مانده. آگاه باشيد اگر دعوت شما را بپذيرم، بر اساس آنچه كه مي‏دانم با شما رفتار مي‏كنم و به گفتار اين و آن، و سرزنش سرزنش‏كنندگان گوش فرا نمي‏دهم. اگر مرا رها كنيد چون يكي از شما هستم كه شايد شنواتر و مطيع‏تر از شما نسبت به رييس حكومت باشم، در حالي كه من وزير و مشاورتان باشم بهتر است كه امير و رهبر شما گردم.

بدون ترديد، ايجاد اصلاحات در جامعه و برپا داشتن عدالت و تحقق حكومت ديني مبتني بر سيره و سنّت نبوي و علوي، نيازمند وجود ياران و كارگزاران مخلص، زيرك، كاردان، شجاع و فداكار بود كه با بينش درست نسبت به تعاليم اسلام و شناخت نسبت به امام خود، مطيع فرمان‏هاي او بوده، به دستوراتش عمل كنند، در جنگ‏ها سستي نورزند و به دشمن پشت نكنند و در امور مردم صادقانه كوشش نمايند. در حالي كه پيروان نادان،عافيت‏جو و دنياطلب، كج‏فهم و سهل‏انگار كه نه شجاعت جنگ و جهاد در مقابل دشمن را داشتند و نه اعتقاد و شناخت عميق از دين، يكي از مشكلات امام علي (ع) و از موانع برنامه‏هاي اصلاحي او بود.

راز عدم همراهي مردم با برنامه‏هاي حضرت، در تباين اهداف آنان قرار داشت. اهداف امام، بلند و متعالي و معطوف به كمال انساني بود و خواسته‏هاي ياران همان بهره جستن از تمتعات مادي و دنيوي بود. لذا افراد دون‏همت از ياري و همراهي مردي كه همت بلند و والا داشت باز مي‏ماندند.

اهداف او، برپا داشتن عدل، راست گردانيدن حق، دفاع از دين، اصلاح امور شهرهاي اسلام، امنيت مردم محروم و تحت ستم بود.

رسيدگي به مردم و آسايش و امنيت آنان از دغدغه‏هاي حكومتي حضرت علي (ع) بوده است. فقر و ضعف عمومي مردم و مشكلات و رنج‏هاي آنان، حضرت را مي‏آزرد به گونه‏اي كه شكوه مي‏كرد چگونه من راحت بخوابم و دلخوش باشم كه امير مردم هستم در حالي كه شايد در حجاز و يمامه و اطراف، افرادي باشند كه گرسنه يا تشنه به سر برند.

او در شيوه زمامداري معتقد بود:

"اِنَّ اللَّهَ تَعالي‏ فَرَضَ عَلي‏ اَئِمَّة ِالْحَقِّاَنْ يُقَدِّرُوا اَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَة ِالنَّاس ِ...؛

خداي تعالي به پيشوايان حق واجب گردانيده كه خود را با مردم تنگدست برابر نهند تا اينكه فقير و تنگدست را پريشاني‏اش فشار نياورده نگران نسازد.

خود او در ساده‏زيستي و قناعت و برابر قرار دادن زندگي خويش با مستمندان جامعه چنان بود كه فرموده است:

"سوگند به خدا بر اين جبّه خود چندان پينه دوختم تا اينكه از دوزنده آن شرمنده شدم و گوينده‏اي به من گفت: آيا آن را از خود دور نمي‏كني؟

و در وصف بيزاري خود از ظلم و ستم مي‏فرمايد:

"سوگند به خدا اگر تمام شب را بر روي خارهاي سعدان به سر ببرم و يا با غل و زنجير به اين سو و آن سو كشيده شوم، خوش‏تر دارم تا خدا و پيامبرش را در روز قيامت، در حالي ملاقات كنم كه به بعضي از بندگان ستم، و چيزي از اموال عمومي را غصب كرده باشم.

امام علي (ع) رهبري بود كه آنچه را مي‏گفت بدان پايبند بود و به طور عملي سعي مي‏نمود الگويي از زمامدار عادل و پيشواي حق‏طلب در مكتب اسلام جلوه‏گر سازد. دوره كوتاه مدت زمامداري او فرصتي بود تا بتواند اهداف خود را با طراحي اصول مديريتي تحقق بخشد هرچند مشكلاتي كه رخ نمود مانع از عملي شدن برنامه‏هاي ايشان گرديد.

1-1. معيارهاي انتخاب كارگزاران

يكي از عواملي كه مي‏توانست به اهداف حضرت علي (ع) در تحقق جامعه مطلوب خويش كمك نمايد، انتخاب كارگزاران شايسته و صالح بود و همان گونه كه پيشتر اشاره شد، اين امر يكي از اصول مهم مديريت ايشان به شمار مي‏رفت. با تأمل در سخنان حضرت در نهج‏البلاغه مشخص مي‏شود كه او در انتخاب كارگزاران حكومت دقت لازم را به عملمي‏آورده و متناسب با نوع مسؤوليت و وظيفه، ملاك و معيارهايي را در نظر مي‏گرفته است. سپس به كارگزاران عالي‏رتبه خود نيز معيارهاي لازم را در انتخاب عناصر تحت امر، توصيه مي‏نموده است.

امام علي (ع)، كارگزاران خود را در مسؤوليت‏هاي مختلف سياسي، نظامي، مالي، اداري، قضايي و ... بر اساس شاخصه‏هايي متناسب با سِ مَت آنان انتخاب مي‏كرد. علاوه بر معيارهاي عمومي و مشترك در جنبه‏هاي عقيدتي و اخلاق فردي مانند عقيده به اسلام، ايمان، تقوا، حُسن سابقه و اين قبيل ويژگي‏ها، معيارها و شاخصه‏هاي ديگري را در انتخاب كارگزاران رعايت مي‏كرد تا با ايجاد نظام مديريتي كارآمد و شايسته، امور مردم به بهترين شكل انجام شده و عدالت اجتماعي تحقق يابد. بدين صورت، ايشان دينداري و تعهد را بافضيلت‏گرايي و شايسته‏سالاري توأم نمود و كوشش كرد تا حكومت ديني در خدمت مردم را مستقر سازد.

حضرت در نامه‏اي به محمد بن‏ابي‏بكر كه به سبب عزل شدنش از حكومت مصر دلگير شده بود دلايل عزل او و انتخاب مالك اشتر را به جاي وي بيان نموده است. او در بيان ويژگي‏هاي مالك مي‏فرمايد:

"اِنَّ الرَّجُلَ الَّذي‏ كُنْتُ وَلَّيْتُهُ اَمْرَمِصْرَ كانَ رَجُلاً لَنا ناصِحاً وَ عَلي‏ عَدُوِّنا شَديداً ناقِماً؛

همانا مردي را كه فرماندار مصر قرار داده بودم نسبت به ما خيرخواه و به دشمنان ما سختگير و درهم كوبنده بود.

در اين نامه، موارد زير از جمله معيارهاي انتخاب مالك براي مسؤوليت فرمانداري 

مصر، ذكر شده است:

1- خيرخواهي نسبت به رهبر و امام جامعه،

2- صلابت و قدرت مقابله در برابر دشمن و عدم مسامحه و سازش با مخالفان،

3- توانايي لازم براي انجام مسؤوليت.

در بيان ويژگي‏هاي محمد بن‏ابي‏بكر نيز معيارهايي مانند خيرخواهي، تلاش و كوشش، شجاعت و توانايي، قدرت دفاع و پاسداري را نام برده است.

در نامه‏اي ديگر به مردم مصر، آنگاه كه مالك اشتر را به سوي آنها اعزام مي‏نمايد، او را با ويژگي‏هايي توصيف نموده و همان موارد را از معيارهاي انتخاب وي براي وظيفه ولايتداري برشمرده است از جمله:

1- محافظت و حراست از مسؤوليت (تعهد و احساس مسؤوليت)،

2- كوشا و فعال بودن،

3- شجاعت و نترسيدن از دشمن،

4- صلابت و شجاعت بر بدكاران،

5- قاطعيت و بُرّندگي در امور،

6- اطاعت از رهبري و امام جامعه،

7- خيرخواه مردم بودن،

8- بر معيار حق عمل نمودن (حق‏گرايي)،

9- برخورداري از تدبير و قدرت حل مشكلات.

"... من بنده‏اي از بندگان خدا را به سوي شما فرستادم كه در روزهاي وحشت نمي‏خوابد و در لحظه‏هاي ترس از دشمن روي نمي‏گرداند، بر بدكاران از شعله‏هاي آتش تندتر است، او مالك پسر حارث مَذحِجي است. آنجا كه با حق است، سخن او را بشنويد، و از او اطاعت كنيد، او شمشيري از شمشيرهاي خداست كه نه تيزي آن كُند مي‏شود، و نه ضربت آن بي‏اثر است. اگر شما را فرمان كوچ كردن داد، كوچ كنيد و اگر گفت بايستيد، بايستيد، كه او در پيشروي وعقب‏نشيني و حمله، بدون فرمان من اقدام نمي‏كند. مردم مصر، من شما را بر خود برگزيدم كه او را براي شما فرستادم، زيرا او را خيرخواه شما ديدم، و سرسختي او را در برابر دشمنانتان پسنديدم.

امام (ع) در سخني اشاره مي‏كند كه قصد داشته هاشم بن‏عتبه را براي فرمانداري مصر انتخاب نمايد. در بيان علت اين انتخاب، به دو ويژگي مهم او اشاره مي‏كند كه براي اداره ايالت مهمي مانند مصر كه مورد طمع معاويه و در معرض تهاجم سپاهيان او قرار داشت، مؤثر بود:

1- مقاومت و پايداري در برابر دشمن.

2- شدت و صلابت بر دشمن به گونه‏اي كه فرصت تاخت و تاز نيابد.

در عهدنامه حضرت به مالك اشتر از كارگزاران برجسته حكومت، معيارهايي در انتخاب مشاوران و وزيران و ديگر نيروهاي انساني ذكر شده كه اهتمام و حساسيت ايشان را در تعيين كارگزاران حكومت و شايستگي و سلامت آنان نشان مي‏دهد. از ديدگاه او، مشاوران نبايد بخيل، ترسو و حريص باشند. زيرا فرد بخيل، زمامدار را از نيكوكاري باز مي‏دارد و ازتنگدستي مي‏ترساند. فرد ترسو در انجام كارها، روحيه زمامدار را سست مي‏كند و فرد حريص، حرص را در نظرها زينت مي‏دهد. چون ريشه همه اين خصلت‏ها، بدگماني به خداوند است، اين افراد از جنبه اعتقادي نيز ضعيف بوده و ويژگي لازم را براي مشورت ندارند. اما وزيران، نبايد سوء سابقه داشته و قبلاً در خدمت بدكاران و حكام ستمگر بوده باشند، بلكه بايد از افراد خوشنام، داراي قدرت تفكر و رأي، صراحت بيان در حق‏گويي، و كساني كه ستمكاران را ياري نكرده باشند، انتخاب گردند.

"بدترين وزيران تو، كسي است كه پيش از تو وزير بدكاران بوده، و در گناهان آنان شركت داشته، پس مبادا چنين افرادي محرم راز تو باشند، زيرا كه آنان ياوران گناهكاران وياري‏دهندگان ستمكارانند. تو بايد جانشيناني بهتر از آنان داشته باشي كه قدرت فكري امثال آنها را داشته، اما گناهان و كردار زشت آنها را نداشته باشند. كساني كه ستمكاري را بر ستمي ياري نكرده، و گناهكاري را در گناهي كمك نرسانده باشند. هزينه اين گونه از افراد بر تو سبك‏تر، و ياريشان بهتر، و مهربانيشان بيشتر، و دوستي آنان با غير تو كمتر است. آنان را از خواص، و دوستان نزديك و رازداران خود قرار ده، سپس از ميان آنان، افرادي را كه در حق‏گويي از همه صريح‏ترند، و در آنچه را كه خدا براي دوستانش نمي‏پسندد تو را مددكار نباشند انتخاب كن، چه خوشايند تو باشد يا ناخوشايند.

امام (ع)، افراد عاقل، دانشمند، باتجربه و محتاط را بهترين كسان براي مشورت مي‏داند:

"خَيْرُ مَنْ شاوَرْتَ ذوي النُّهي‏ وَ الْع ِلْمِوَ اوُلوُا التَّجارِبِوَ الْحَزْم.

معيار ديگري را كه در انتخاب مشاور ذكر كرده، "خداترسي" است:

"شاوِرْ في‏ اُموُرِكَ الَّذينَ يَخْشَوْنَ اللَّهَ تَرْشُدْ؛

با افرادي كه از خدا مي‏ترسند مشورت كن تا به حقيقت برسي.

از مشاوره با فرد نادان پرهيز داده زيرا رأي او انسان را به هلاكت مي‏كشد:

"رأيُ الْجاهِل ِيُرْدي‏."

اصولاً آن حضرت، مشورت كردن را پشتيبان نيكويي‏

مي‏داند كه زمامداران و كارگزاران يك نظام بي‏نياز از آن نيستند زيرا با اين عمل در عقول ديگران شريك مي‏شوند و 

از استبداد رأي كه موجب هلاكت است پرهيز مي‏كنند.

حضرت در باره كارمندان دولت سفارش مي‏نمايد پس از اينكه مورد آزمايش قرار گرفتند به كار گماشته شوند و در انتصاب آنان حتماً با صاحب نظران مشورت شود. وي توصيه مي‏نمايد كه كارمندان دولت با ويژگي‏هاي زير انتخاب شوند:

1- با تجربه باشند،

2- با حيا باشند،

3- از خاندان‏هاي اصيل و باتقوا باشند كه در مسلماني سابقه درخشاني دارند.

دليل انتخاب افرادي با اين ويژگي‏ها آن است كه "اخلاق آنان گرامي‏تر، و آبرويشان محفوظتر و طمع‏ورزي‏شان كمتر، و آينده‏نگري آنان بيشتر است.

در انتخاب نويسندگان و منشيان امور اداري نيز معيارهايي را برشمرده از جمله اينكه: صالح باشند، روحيه تجاوزگري و سركشي نداشته باشند، گستاخ و پرده‏در نباشند، در انجام وظايف محوله كوتاهي نكنند، فراموشكار نباشند، در تنظيم قرارداد سستي نورزند، منزلت و قدر خود را بشناسند، امانتدار باشند، آثاري نيكو در ميان مردم به جا گذاشته باشند، و براي زمامداران قبلي چگونه خدمت كرده‏اند.

در انتخاب فرماندهان نظامي نيز به دليل اهميت سپاه در جامعه اسلامي بر رعايت معيارهايي تأكيد نموده كه موارد زير از آن جمله است:

خيرخواه، پاكدامن، شكيبا، صبور، عذرپذير، رحيم بر ناتوان، شديد بر اقويا، عدم تجاوز هنگام شدت عمل، عدم سستي هنگام ناتواني، اصالت خانوادگي، پارسايي خانواده، سوابق نيكو، دلاوري و سلحشوري و بخشندگي، شخصيت متين و موجه، مهربان، ياري‏گر سربازان، و...

"براي فرماندهي سپاه كسي را برگزين كه خيرخواهي او براي خدا و پيامبر (ص) و امام تو بيشتر، و دامن او پاك‏تر، شكيبايي او برتر باشد، از كساني كه دير به خشم آيد، و عذرپذيرتر باشد، و بر ناتوان رحمت آورد، و با قدرتمندان، با قدرت برخورد كند، درشتي او را به تجاوز نكشاند، و ناتواني او را از حركت باز ندارد. سپس در نظاميان با خانواده‏هاي ريشه‏دار، داراي شخصيت حساب شده، خانداني پارسا، داراي سوابقي نيكو و درخشان، كه دلاور و سلحشور وبخشنده و بلندنظرند، روابط نزديك برقرار كن... برگزيده‏ترين فرماندهان سپاه تو، كسي باشد كه از همه بيشتر به سربازان كمك رساند، و از امكانات مالي خود بيشتر در اختيارشان گذارد...

در يكي از مانورهاي نظامي، وقتي ميان دو تن از فرماندهان لشكر، زياد بن‏نصر و شريح 

بن‏هاني، اختلاف بالا گرفت، اميرالمؤمنين (ع) مالك اشتر را به سِمَت فرمانده كل برگزيد و به سوي آنان فرستاد. دلايل انتخاب مالك را به فرماندهي، عدم سستي و سهل‏انگاري، عدم لغزش، عدم افراط و تفريط در رفتار ذكر نموده است.

از ديگر مناصب حكومتي كه امام علي (ع) در باره دارنده آن معيارهايي را توصيه نموده، قضاوت است. قضاوت عادلانه و داوري به حق از اموري است كه در برقراري امنيت عمومي و فراهم نمودن رضايت مردم مؤثر است. اين امر منوط است به انتخاب قاضياني شايسته كه از روي حق داوري نموده و از مسير انصاف و عدالت خارج نشوند. به لحاظ اهميت قضاوت در جامعه، حضرت هم در انتخاب قاضيان معيارهايي را توصيه كرده و هم پس از گماشته شدن به اين منصب، سفارش‏هاي لازم را در باره آنان نموده تا به ظلم و ستم وارد نشده و دنياطلبي بر آنان مسلط نگردد. معيارهايي كه در انتخاب قاضي توصيه نموده عبارتند از:

1- برترين فرد در علم قضا،

2- پرحوصله و صبور،

3- اشتباه‏پذير،

4- اهل بررسي و تحقيق،

نوشته شده توسط سزا غلامي | ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۰۴:۵۶:۳۸ | آرشيو نظرات (1) :موضوع |دل نوشته ها