|
چكيده مطالب يكي از برنامههاي اصلاحي حضرت علي (ع) در دوره زمامداري، گماشتن نيروهاي شايسته، كارآمد و صالح در مصادر امور حكومت بود. زيرا استقرار و دوام حكومت به ويژه با شاخصههاي دينداري و عدالت، بدون كارگزاران شايسته عملي نخواهد بود. از اينرو، يكي از مقولههاي مهم و مورد توجه جدي امام علي (ع)، كارگزاران حكومت بود. چگونگي گزينش و انتخاب اين نيروها در مناصب گوناگون سياسي، نظامي، مالي،قضايي و اداري، آشنا نمودن آنان با دستورالعملهاي مديريتي، شيوه زمامداري و رفتار با مردم، و نظارت بر عملكرد و مديريت آنان به منظور حسن اجراي امور كه به تأمين امنيت جامعه، رضايت عمومي مردم، استحكام و ثبات حكومت منجر گردد، از مسايلي است كه امام (ع) بدانها پرداخته است. حضرت (ع) با اين مباني نظري سعي داشت تا مدلي از نظام مديريت اسلامي را در زمان خويش اجرا نمايد و براي آينده مسلمانان نيز معيارهاي لازم و اصول كلي را ارائه دهد. در اين مقاله كوشش ميشود تا برنامههاي اصلاحي امام علي (ع) در باره كارگزاران حكومت، به ويژه مواردي چون معيارهايانتخاب، توصيهها و رهنمودهاي مديريتي، و سياستهاي نظارتي و مراقبتي ايشان تحليل و تبيين گردد.
ادامه مطلب نام شهيد: سعيد نام خانوادگي: اختري نام پدر: ولي تاريخ تولد: 1/6/1339 شماره شناسنامه: 30 تاريخ شهادت : 22/1/1362 محل شهادت: فكه والفجر مقدماتي وضعيت تحصيل: نوع عضويت: سپاهي
زندگي نامه شهيد شهيد سعيد اختري در سال 1339 شمسي ديده به جهان گشود. در سن هفت سالگي براي فرا گرفتن دانش در مدرسه مشغول به تحصيل شد وتا كلاس دهم در دبيرستان به تحصيل اشتغال داشت .شهيد اختري توجه خاصي به نماز وروزه واعتقاد به زيارت ائمه عليه السلام داشت وخد به نماز شب ودعاي توسل پاي بند بود .ودر ميان مردم از محبوبيت خاصي برخودار بود ودر رسيدگي به مستمندان هميشه پيشقدم بودوپس از سقوط رژيم سلطنتي واستقرار رژيم جمهوري اسلامي درتاريخ 15/9/1359 ترك تحصيل نمود وبا كليه نهادهاي انقلابي(اسلامي) بدون هيچگونه خستگي وچشمداشتي همكاري صميمانه داشت و در همين سال بود كه به عضويت سپاه پاسداران درآمد وجزء نيروهاي وفادار به جمهوري اسلامي گرديد. بديهي است مناعت طبع وديانت ايشان بر همكاران نهادهاي انقلابي پوشيده نيست .شهيد سعيد اختري از اوايل انقلاب براي تداوم بخشيدن به انقلاب وجمهوري اسلامي از هيچگونه فداكاري دريغ نورزيد وتا آنجائيكه خانواده به خاطر دارند يازده بار درجبهه ها (منطقه عملياتي غرب وجنوب كشور شركت داشت) شهيد اختري هنگام عزيمت به جبهه جنوب در نامه اي نوشته بود: من از مدتها پيش يعني از زماني كه با آگاهي كامل واز روي ايمان وعقيده ام راه خود را شناختم ودر فكر پيمودن اين راه درست بودم؛راهي كه همواره با ايمان وجهاد است ؛ راهيكه همواره با ايثار و نجات است ونجات انسان از شرك وتباهي وفساد واز روي جهاد وايثار كه همان شهادت است.. شهيد اختري مي نويسد: لحظه اي كه دشمن در هر نقطه از كشورمان؛انقلاب واستقلال وامنيت آنرا به محاصره مي اندازد وقلب من براي اين انقلاب به طپش مي افتد وخودم را در برابرر هزارها شهيد مسئول مي دانم واكنون كه جنگ حق عليه باطل ادامه دارد يك لحظه هم روحو ارام نمي شود. وهر لحظه كه خون شهيدي براي دفاع از كشور وحيثيت وناموس به ناحق ريخته مي شود خون من در درون رگهايم به مي جوشد...از اين روي خودم رابراي ياري سربازان اسلام آماده كرده ام وشما اي خانواده محبوب وعزيزم ؛هميشه اميدوار وشاد باشيد ودر ميان فاميل ودوستان وآشنايان عمل مرا يك افتخار قلمداد كنيد. شهيد سعيد اختري سرانجام در تاريخ 22/1/1362 در عمليات والفجر پس از فتح تپه 146 برفراز همان تپه به شهادت رسي وروحش به ملكوت پرواز كرد. ادامه مطلب نام شهيد: هادي نام خانوادگي: يونسي وقار نام پدر: ابراهيم تاريخ تولد:2/1/1342 شماره شناسنامه: 6 تاريخ شهادت : 8/12/1365 محل شهادت: شلمچه كربلاي 5 وضعيت تحصيل: نوع عضويت: سپاهي
بنام الله پاسدار حرمت خون شهيدان بادرود وسلام به آقا امام زمان ونايب برحقش امام خميني كه مارا از دست ظلم وتاريكي رهانيد و.شما را روشنائي بخشيد. وبا درود وسلام به شهيدان راه حقيقت كه با خون پاكشان در خت اسلام را آبياري كردند.....وبادرود وسلام به خانواده هاي شهدا كه چشم وچراغ ملتند...... ايجانب هادي يونسي وقار در لحظاتي اين وصيت نامه را مي نويسم كه ميدانم شهادت يعني چه؟.....كشته شدن در چه راهي؟ وچه هدفي ؟...هدفي كه همه شهيدان راه خدا درآن كشته شدند وبه معشوق خود رسيدند......ومن با آگاهي كامل اي ن راه را انتخاب كردم تا به مقصد خود برسم واگر كسي بخواهد به معشوق خود برسد راهي به غير از شهادت نيست...... ومن خدا را شكر ميكنم كه چنين لياقت به من عنايت كرد كه در راه او كشته شوم .كه اميدوارم مورد قبول حق تعالي قرار بگيرد. سخني با امت شهيد پرور بهار دارم: اي ملت غيور بهار شما رابخدا نگذاريد خون شهيدان ما پايمال شود واز خونهايي كه در راه خدا ريخته شده است دفاع كنيد ونگذاريد هركس وناكسي درگوشه وكنار به انقلاب بد بگويد.....از كشور عزيزمان دفاع كنيد .اگر ناآگاهانه اين كار را ميكنند نصيحتشان كنيد واگر آگاهانه اين كار را ميكنند وبرعليه امام وانقلاب حرفي ميزنند با مشت محكم جواب آنها را بدهيد ودهانشان را خرد كنيد..........ماهرچه داريم از امام وانقلاب است..... يار وياور حسين زمان باشيد وهيچوقت امام را تنها نگذاريد... هادي يونسي وقارادامه مطلب
نام شهيد: حسين نام خانوادگي: والائي شيري
نام پدر: ولي الله تاريخ تولد: 8/11/1344 شماره شناسنامه: 3639
تاريخ شهادت 25/11/1363 محل شهادت: دربنديخان وضعيت تحصيل: دانش آموز نوع عضويت: بسيجي
بسم الله الرحمن الرحيم فيقاتل في سبيل الله الذين يشرون الحيوه النيا بالاخره ومن يقاتل في سبيل الله فيقتل اويغلب فسوف نوتيه اجرا عظيما پس بايد كارزار كنند در راه خدا آنان كه زندگاني دنيا به آخرت خريدندوهركه كارزار كند درراه خدا؛پس كشته شود يا غالب آيد پس زود باشد كه اور ا مزد بزرگ عطا فرمائيم. باسلام ودرود به پيشگاه مبارك حضرت ولي عصر امام زمان (ع)ونايب برحقش امام خميني وبادرود به فقيه عاليقدر آيت الله منظري اميد امت .وبا سلام برتمامي شهداي اسلام وبادرود به ملت شهيد پرور وقهرمان ايران وصيت نامه خويش را بانام وياد خدا آغاز ميكنم.....اي خدائي كه به من روح دادي ومرا آفريدي وهر موقع كه صلاح بداني مرا ميراني ودستم را از اين زندگي بازيچه برمن ببندي ...من در اين برهه اززمان برخود دانستم كه به جبهه حق عليه باطل روانه شوم وبه نداي حسين زمان نايب برحق امام زمان خميني بت شكن لبيك بگويم.اگر ما درزمان امام حسين نبوديم كه به نداي او لبيك بگوييم . امام عزيز الآن در محضرت هستيم وبه نداي پيامبر گونه ات لبيك خواهيم گفت واگر در اين راه سعادتي پيدا كرديم وبه شهادت ؛ آرزوي ديرينه مان رسيديم براي من هيچ گريه نكنيد ....واي پدر ومادر عزيزم شما مرا درراه اسلام تقديم نموديد وامانتي كه خداوند به شما داده بود پس داديد. اگر من به شهادت رسيدم مرا دركنا ديگر شهدا دفن نمائيد وام اي امت حزب الله وشهيد پرور:من به عنوان يك بسيجي يك پيامي را درميان شما ميگذارم وآن پيام اين است كه امامرا دعا كنيد وتنها نگذاريد. اين امام عزيزي كه شب وروز دست مباركش را بسوي آسمان بلند مي كند وبراي رزمندگان پر توان اسلام دعا ميكند وپيروزي آنها را ازخداوند تبارك وتعالي مي طلبد. مردم حزب الله وشهيد پرور اگر ما شهيد شويم ياپيروز گرديم درهرحال پيروز هستيم وتواي پدر عزيز در شهادت من گريه نكن زيرا كه ما از علي اكبر حسين عزيز تر نيستيم همانگونه كه علي اكبر حسين به خون غلتيد وبه لقاءالله پيوست ماهم چون علي اكبر باشيم .پدر جان. اي پدر كه نام مرا حسين نهاده اي من هم حسين وا ر تا آنجا ئيكه مي توانم به رزم خود ادامه بدهم تا پيروزي نهائي ...همانطور كه شهادت در كام علي اكبر وقاسم شيرينتر ا ز عسل بود در كام من هم شهادت شيرين تر از عسل است ...وتو اي مادر عزيزم؛اي مادري كه 18 سال زحمت مرا كشيده ومرا بزرگ كرده اي از تو ميخواهم كه شير پاكت را برمن حلال كني ؛ اي پدر عزيزم مرا حلال كنيد وراه مرا ادامه بدهيد واز طرف من از تمامي اقوام وخويشان ودوستان وآشنايان وهمسايگان حلاليت بطلبيد واميد وار هستم كه من را حلال كنند. حسين والائي شيري ادامه مطلب نام شهيد: محمد رضا نام خانوادگي: رنجبر ضرابي نام پدر: خير الله تاريخ تولد: 2/4/1338 شماره شناسنامه: 81 تاريخ شهادت :20/10/1361 محل شهادت: بوكان مدرك تحصيلي: ديپلم
بنام خداوند بزرگ..بنام خداوند درهم كوبنده ستمگران
هم اكنون كه ساعت 5/10 شب پنجشنبه 20/12/1359 كه ميخواهم وصيت بنويسم ولي نميدانم چه بنويسم، خجالتم،در جائي قرار دارم كه قبلا جاي چند نفرشهيد بوده است،جبهه عاشقان شهادت ، آن جبهه اي است كه دانشجويان پيرو خط امام ، شهيد شده اند . آن جبهه اي كه در آن پاسداران امام زمان شهيد شده اند .آن جبهه اي كه اسم مباركش جبهه سوسنگرد نام دارد.... آن جبهه اي كه برادران وخواهران سوسنگردي در آن خون داده اند. به خدا شرمنده ام كه هم اكنون اينجا نشسته ام ودارم مي نويسم وصداي توپخانه دشمن به شدت مواضع را ميكوبد وجوابش را پاسداران امام زمان مي دهند.... بله آن پاسداراني كه ديروز 10 نفر از بهترين پاسداران انقلاب را دراين جبهه از دست داده ايم.... آن پاسداراني را كه بدن تكه تكه شده آنها را در داخل كارتن جا دادند...... اي پدر ومادر عزيزم... واي برادران وخواهر عزيزم به هيچ وجه براي من گريه نكنيد.... من امانتي بودمخدائي درنزد شما، واكنون وضع مملكت بحراني مي باشد ومملكت به من سرباز احتياج دارد وخداوند نيز درخواست امانت خويش را نموده است ... اگر شما در پس دادن اين امانت كوتاهي كنيد خيانت كرده ايد..... اي پدر ومادر عزيزم: براي دومين بار از شما مي خواهم مبادا ناراحت بشويد... مبادا دردادن اين امانت كه هيچ ارزشي ندارد امتناع كنيد.. مبادا دل امام زمان ونايب برحقش را آزار دهيد،آن امامي كه همه چيز را قبلا مي دانست، آن امامي كه ميگويد : مگر مي شود باكفر روي يك ميز نشست وباهم حرف زد. درود بر تو اي امام درود برتو.... درآخر حرفم را باجواناني كه به جبهه نيامده اند ميزنم: اي جواناني كه ازصبح تاعصر دركوچه وخيابان ودبيرستان ودر مدرسه بحث ميكنيد يا طرفدار شرق هستيد ويا طرفدار غرب ونمي گذاريد جوانان ما سنگر خودشان را كه همان مدرسه هست نگه دارند. حال مي پرسيد؟ سنگر همان است كه با دشمن ميجنگند؟.... فرقي نميكند امروزه هر شخصي بتواند به هرعنوان به اسلام خدمت كند جهاد كرده است ...و تو اي منافق كه درمقابل اين انقلاب وامام ورهبر عزيزمان، امام خميني قرار گرفته ايد ! دشمن اسلاتم هستيد ازآن دشمني كه اكنون پاسداران با آنها ميجنگند،بدتر هستيد ؛ مرگ بر شماباد. اي كساني كه مي خواهيد دل امام عزيزمان را آزار دهيد مرگ بر شما . و اما درود بر شرف آن پاسداراني كه باو ميگويند بيا به مرخصي به شهرت برو وپدر ومادر وعزيزانت را ببين ميگويد: مي ترسم به مرخصي بروم وشما برادران به عراقي ها حمله كنيد ومن نتوانم برسم ....... درود برشرفت ،،،،،درود بر معلمت،،،،،،، درودبررهبرت،،،درود بر آن كساني كه ازآن اين درس را آموخته ايد. محمد رضا رنجبر ضرابي ادامه مطلب |
|